العلامة الحلي
42
إيضاح مخالفة السنة لنص الكتاب و السنة
برخى نيز گفتهاند : معناى آن طلب پيروزى از خداست وجايز نيست كه برجهت استبطأ وكند شمردن پيروزى خدا باشد زيرا رسول مىداند كه خداوند پيروزى را وقتي كه حكمت اقتضا مىكند به عقب نمىاندازد . « 1 » علّامه طباطبايى اشكالى نمىبيند كه رسول براي طلب پيروزى كه خداوند به رسولان ومؤمنان وعده داده است چنين سخنى بگويد . چنانكه خداوند فرموده است وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ « 2 » سپس علّامه بيان مىكند لحن آياتي مثل حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا . . . « 3 » از اين آية شديدتر است . « 4 » مفسّران أهل سنّت نيز هريك به نوعي سعى در زدودن اين شبهه داشتهاند . فخر رازي در پاسخ به اين سؤال كه چرا پيامبرى كه به درستى وعده الهى يقين دارد ، چنين سخنى گفته است ؟ دو پاسخ ارائه مىدهد : اوّل اينكه مانعى نيست پيامبر از كيد دشمنان غمگين شود چنانچه خداوند فرموده است : وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ ، « 5 » لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ، « 6 » حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ . . . « 7 » پس رسول وقتي دلتنگ شد اين سخن را گفت تا اگر پيروزى نزديك است شاد شود زيرا از خداوند شنيده بود كه أو را يارى خواهد كرد امّا وقت آن را مشخّص نكرده بود . دوّم اينكه اين سخن را مؤمنان گفتهاند وپيامبر تنها فرموده است أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ . « 8 » طبري نيز اين سخن را به ياران رسول نسبت مىدهد . « 9 » آلوسى بر آن است كه رسول ( ص ) ويارانش اين سخن را براي طلب پيروزى گفتند وزمان شدّت وسختى براي آنان طولانى آمده بود نه اينكه از روى شك چنين گفته باشند
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 546 . ( 2 ) . صافات / 171 - 172 . ما درباره بندگانمان كه به رسالت مىفرستيم از پيش تصميم گرفتهايم كه هرآينه آنان يارى مىشوند . ( 3 ) . يوسف / 110 . چون پيامبران نوميد شدند وچنان دانستند كه آنان را تكذيب مىكنند . ( 4 ) . رك : الميزان ، ج 2 ، ص 159 . ( 5 ) . حجر / 97 ومىدانيم كه تو از گفتارشان دلتنگ مىشوى . ( 6 ) . شعرا / 3 . شايد از اينكه ايمان نمىآورند خود را هلاك سازى . ( 7 ) . يوسف / 110 ( 8 ) . رك : التفسير الكبير ، ج 6 ، ص 22 . ( 9 ) . رك : جامع البيان ، ج 2 ، ص 341 .